اسكندر بيگ تركمان
571
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بىتأخير با لشكر قول جلو انداخته همت بانهزام لشكر قزلباش گمارند و خود يكهزار نفر از يكه جوانان گزيدهء اعتمادى همراه گرفته در طرف دست چپ ايستاد و مقرر كرده بود كه اگر لشكر اوزبك غالب گردند و اگر مغلوب آن يكهزار كس ازو جدا نشوند و رايات جلال چون بپل سالار رسيدند از حرارت هوا و شدت ايلغار اكثر اسبها از كار مانده از ملازمان ركاب اقدس زياده از سه چهار هزار كس بموكب همايون نرسيده بودند و با قشون فرهاد خان و امراى چرخچى بده هزار نميرسيدند تكيه بر عنايت الهى و اقبال پادشاهى كرده فرهاد خان و ذوالفقار خان و امراى چرخچى را با چهار پنجهزار كس پيشتر فرستادند و قول همايون بفر وجود اقدس آرايش يافته امراء و قورچيان و غلامان دست راست و دست چپ هر يك در محل خود قرار گرفتند . چون در رباط پريان تلاقى فريقين روى داده چرخچيان هر دو گروه به يكديگر آميختند غازيان عظام تيز عنانى كرده بيكبار به صورت اجتماعى خود را بمخالفان زده چرخچى اوزبك را منهزم ساختند و تمامى لشكر بهوس مردانگى و آوردن سر و اخترمه رو بمخالفان آوردند چنان كه بر سر فرهاد خان كسى چنان نمانده بود . باقى سلطان چون انهزام لشكر چرخچى مشاهده نمود با لشكر جوانغار جلو انداخت جنود چرخچى قزلباش تاب صدمهء آن لشكر نياورده بازگشتند و چون فرهاد خان علم كه علامت سردار لشكر است همراه نداشت لشكريان چرخچى در معركه فرهاد خان را نيافتند كه بر سر او يك جا جمع شوند و اوزبك هجوم آورده بود راه انهزام پيموده شكست فاحش خوردند چنانچه شكست لشكر قزلباش بقول همايون رسيده نزديك شد كه موجب برهمخوردگى قول گردد . فرهاد خان با چند نفر در ميان معركه مانده خود مباشر حرب شد و در اثناى كروفر زخمدار شده طريق انهزام پيموده بين الاقران تهمت زدهء گريز و بدنام انهزام گشته غبار عار فرار بر چهرهء روزگار او نشست چون حضرت اعلى مشاهده فرمودند كه فرهاد خان و امراء چرخچى منهزم شده شكست بر لشكر آذربايجان افتاد الله ويرديخان و قورچى باشى و امراى عظام و قورچيان و غلامان دست راست و دست چپ را رخصت محاربه داده حسب الامر الاعلى بمدافعهء لشكر اعدا شتافتند و از آن طرف نيز - لشكر جوانغار و برانغار بمعركهء كارزار شتافته هر دو سپاه به يكديگر آميختند گرد معركهء نبرد بفلك تيز گرد رسيده اگر چه اكثر اوزبكيه آن روز از وصول موكب ظفر قرين شاهى واقف شده دل از دست داده بودند اما ثبات قدم و مصابرت ورزيده جنگهاى مردانه كردند آخر الامر از صدمات دليرانهء دلاورانى كه از قول همايون و ركاب اقدس بجنگ مأمور شده بودند تزلزل باحوال اوزبكيه راه يافته از ستيز و و آويز عاجز آمده روى بانهزام نهادند و نسيم فتح و فيروزى بر ناصيهء احوال غازيان جان نثار وزيدن گرفت . دين محمد خان كه شكست لشكر اوزبك مشاهده نمود با يكهزار نفر از بهادران نامى كه همراه داشت از طرف دست چپ كه مقابل دست راست قول همايون بود بارادهء آنكه خود را بر قول همايون زند پيش راند و از كثرت گرد و غبار مشاهدهء غازيان نكردند حضرت اعلى با بعضى از مقربان و ملتزمان ركاب اشرف كه كما بيش دويست نفر بودند در معركه ايستاده بودند كه سلطانعلى سلطان چگنى ولد بوداقخان با بعضى از دلاوران كه پيشرو موكب همايون بودند ملاحظه نمودند كه ميان نيزارى كه در آنحوالى بود طليعهء لشكر نمايان شده برق كلاه خود و درع و خفتان درخشيدن گرفت